تبليغاتX
مدرسه ی ارواح

مدرسه ی ارواح

خاطرات

سلام به دوستای گل خودم که هیچوقت فراموشم نکردن

و واسم کامنت میزاشتم

بگذریم بهتره زودتر برم سر اصل مطلب من یه خبر خود از

معلم دینیمون شنیدم که واقعا پاشو میبوسم که این خبرو داد

ما که همیشه استرس اینو داشتیم که نکنه تو امتحانات نوبت دوم

یه وقتی گند بزنیم و خدایی نکرده یه تجدیدی بیاریم

و از همه بدتر شهریور بریم و مردود بشیم 

معلم دینیمون چندوقت پیش اومد سر کلاسمون یه روزنامه هم دستش

بود بعد از این که درس داد گفت میتونین الان استراحت کنین

وسط استراحتمون پاشد گفت که مردودی از اول دبیرستان حذف شد

همه بچه ها هم دهنشون چهار کیلومتر باز شد 

و اصلا باورشون نمیشد بعد گفت که به علت آمار زیادی از دانش

آموزان که در دوره ی اول متوسطه مردود میشوند مردودی رو از سال اول برداشتند

و هر درسی رو که تجدید بشی تو سال اول دبیرستان میتونی اون

درس رو توی سال دوم امتحان بدی یعنی میشه بری سال دوم

بعدش سال دوم رو بگذرونی و همراه با امتحانای سال دوم دبیرستان

درسی که تو سال اول تجدید شدی رو امتحان بدی و قبول بشی

انشاااااااااااااااااااااااااااالله

نمیدونید الان دیگه هیییییییییییییییچ استرسی ندارررررررم

میبوسمتون

بابای همگی

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای خودم

خیلی وقت بود آپ نکردم میدونم الان هم اومدم

بگم عید همتون مبارک ایشالا سال 91 واستون سال خوبی باشه

حالا بزارید یکی از خاطره هایی که تو این چند روز

واسم اتفاق افتاد رو بگم

قبلا گفته بودم یه تئاتر اجرا داشتیم توی شاهین شهر

خب اول شدیم بعدش رفتیم توی اصفهان اجرا کردیم جاتون خااااااااالی

گند زدیم آخه هممون ترس و اضطراب داشتیم

ولی وقتی نمایش تموم شد داورا بهمون گفتن خوب بود

بعدش به کارگردانمون گفت که باید بریم نطنز و تهران اجرا کنیم

نمیدونین چقدر خوشحال شدیم همه پرواز کردیم

خلاصه این آخر سال خییلی خوش گذشت

راستی چهارشنبه سوری یه اتفاق بدی واسه دوستم افتاد

دوستم یکی رو خیلی دوست داشت و عاشقش بود

ولی بهش خبر دادن که عشقش....

توی چهارشنبه سوری.....

چند تا پسر ......

ترقه زدن زیر پاهاش و نصف بدنش سوخت

بد بخت دوستم خیییییییلی گریه کرد البته منم اشکم درومد

خب اگه این خبرو به شما هم بدن که

عشقت چنین بلایی سرش اومده خب حتما گریه میکنین دیگه

بابای

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام برو بکس

چند روز پیش یه اتفاق خیییییییییییییییییلی بدی افتاد تو کلاسمون

معلم شیمی ما اومد سر کلاس اعصابش خورد بود

خورد بود که بود نباید سر ما خالی میکرد

آخه سر کلاس مثلا میخواست درس بده به یه نفر از بچه ها گفت

بخونه اونم داشت میخوند وسط خوندش اسم یکی دیگه از بچه هارو گفت

که ادامه رو بخونه اونم گمش کرد که کجا رو داشت میخوند

بعد معلممون یه فحش خیلللللللللللللللللللللی بدی داد بهش

یعنی خییلللللللللللللللللللللللی بد بود فحشش نباید سر کلاس همچین حرفی میزد

بعدش به یکی از دوستام گفت چرا سر کلاس حرف میزنی؟؟؟؟؟

صورتش رو کوبوند به میز صورت اون بدبخت هم زخم شد

کدوم مدرسه ای رو دیدید که اینقدر معلماش وحشی باشن؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 12:43 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای گلم

ببخشد دیگه اینقدر دیر به دیر آپ میکنم تو آپ های قبلی هم

گفتم که سرم یه مقدار شلوغه

حالا بگذریم


از طرف مدرسه یه تئاتر داشتیم برای یه جشنواره که منم بخش موسیقیش بودم گیتار میزدم

خلاصه رفتیم توی سالن اجرا دوتا گروه دیگه هم اومدن برای 

برای اجرا اونا از یه مدرسه دیگه بودن

اولین گروه تعزیه داشتن اومدن اجرا کردن بدک نبود فقط یکم هماهنگ نبودن

گروه دوم هم که ما بودیم رفتیم اجرا کنیم همه ی وسیله و لباسها رو آماده کردیم

و منم که یه آهنگ درست کرده بودم 

موضوع تئاتر ما در رابطه با دفاع مقدس بود و خرمشهر

بعدش تئاترمون شروع خیلی خوبی داشت خودم کیف کردم

منم که پشت صحنه نشسته بودم و قسمتهایی که باید با گیتار آهنگ میزدم رو

اجرا میکردم چون من زیاد تو تمرینای تئاتر بچه ها نبودم زیاد داستانش

رو نمیدونستم

بلاخره وقتی بچه ها داشتن اجرا میکردن من خیلی کیف کردم با اجراشون

خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی احساسی شدم

نزدیک بود گریم بگیره خیلی طبیعی بازی میکردن

به نظرم ما از همه امتیازمون بالاتر میشه


بابای

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای گلم

ببخشید که خیلی دیر آپ کردم ایندفعه

سرم شلوغ بود و یه سری کارا داشتم نتونستم دیه بیام آپ کنم


چندوقت پیش تو مدرسه که بودم ناظممون اومد

سر کلاسمون گفت میخوام نمره انضباط هاتونو

براتون بخونم

اسم نفر اول رو خوند گفت 19

دومین نفر رو خوند 20

سومین نفر رو خوند 18

وقتی که رسید به اسم من گفت - 7 -

دیگه واقعا باورم شد که با من یکی بد جور لج کرده

اون موقع خواستم بزنم پدرشو در بیارم چهار تا تیکه بارش کنم

دیگه نشد

بعد اومد گفت هرکسی میخوات نمره انضباطش درست بشه باید

با شلوار پارچه ای بیاد و یه گلدون با گل حسن یوسف بیاره

والا من که گل رو نیاوردم ولی رفتم شلوار پارچه ای پوشیدم

تیپم شده بود عین مونگولا دیگه مجبور بودم بپوشم

وقتی رفتم مدرسه همه بچه ها داشتن بهم میخندیدن

آخه هم موهامو کوتاه کردم هم شلوار پارچه ای پوشیدم و هم پیراهن

تیپ همیشگی من موهای بلند و شلوار لی زخمی خوشگلا و تیشرت خوشگله

با اون تیپ جور درنمیاد


بابای همگی

نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به همه دوستای گلم

من بعد یه مدت آپ کردم مرسی از دوستای گلی که تو این مدت

برام نظر میزاشتن و به فکرم بودن



امتحانامو گند زده همه رو از دم فقط هم به خاطر اضطراب

باید امتحانات نوبت دوم رو حواسمو جمع کنم

سر امتحان هم که مراقب درست و حسابی نمیزاشتن

یه امتحان دادم یه مراقب براش گزاشتن یه معلم چاقی بود داشت

میترکید دیگه هی هم خمیازه میکشید هی هم میخندید انگار

مست کرده بود یعنی واقعا مست بود

برگه بچه هارو هم هی وسط امتحانا برمیداشت نگا میکرد

یکی از سوالای چهار گزینه ای یکی از گزینه هاش پا شده بود

بهش میگم گزینه آخرش رو میشه از معلممون بپرسید

میگه فکر کن 3 تا گزینه داره

حالا آدم باید به این خپل چی بگه؟؟؟؟


بابای

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |

سلام به دوستای گلم

امروز چندتا عکس از خودم گذاشتم و رمزشو فقط به دوستایی که

همیشه به من سر میزنن مثل:



                  درسا - خلود - ساره - فرنوش - سمباد - گوله ی نمک و .......


برید ادامه مطالب


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 2:29 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای گلم

امروز یه چندتا عکس در رابطه با سرویس مدرسه در ژاپن


خیلی جالبه برید در ادامه مطالب


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای گلم

امروز چندتا کلیپ میزارم براتون که اشکتون در بیاد

و هدفم از گذاشتن این کلیپا اینه که مردم بفهمن

پدر مادرا بفهمن وقتی که پسراشون میرن به مدرسه

چه بلایی سرشون میاد

ازتون خواهش میکنم حتما دانلود کنین و ببینید

 

                                                      توی ادامه مطالب


:::ادامه مطلب:::
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
سلام به دوستای گل گلاب

امروز تولدمه

تولد تولد تولدم مبارک مبارک مبارک تولدم مبارک

یکی بیاد شمعارو فوت کنه که صد سال زنده باشم(حال ندارم خودم فوت کنم)

کسی نمیخواد به من کادو بده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

نظرتون کادو واسه منه واسم نظر بزارین

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط محمود بغلانی| |
 فال حافظ - قالب وبلاگ